Strogili و هلالی و آبی

صبح زیبای یکشنبه شروع شده ، از کجا ؟ از یه جای زیبا در پازل دنیا 🙂

هوا امروز کاملا یخی ، قاصدک ِ روز کاملا سرما خورده ، آب های زمینی به نقطه ی انجمادی رسیده و قدم هایی که ناگهان یک ماه هلالی زیبا را در وسعت بیکران آبی ها پیدا می کند .( ماه برای پازل روز تقلب رسانده )🙂

جزیره سانتورینی یونان در جنوب دریای اژه با ساحل رویایی و معماری خاص .

انفجار عظیم آتشفشانی بخش‌های زیادی از سرزمین پیش از سانتورینی را از بین برد و تنها هلالی باریک از زمینی دایره‌ای‌شکل و بزرگ بر جا گذاشت. این بخش هلالی شکل، جزیره سانتورینی امروزی است.جزیره سانتورینی با نام سنتی «ترا» قدمت بسیار دارد و نخستین ساکنان این منطقه غارنشینان دوران نوسنگی بوده‌اند.جزیره سانتورینی در زمان باستان با نام «strogili» شناخته می‌شد که در زبان یونانی به‌معنای «گرد» است.

پازل

خیلی گشتم تا ابرهای امروزمو تو آلاسکا پیدا کنم😁

برای دنیای پازلی ، برف هم لازمه 🙂☃️

قبول ندارم

در عین حال که اصلا امروزو به عنوان ۱۳ به در قبول ندارم ، ولی چون ۱۳ است و از همه مهمتر یکشنبه و هوس حلیم ماه رمضان و زرشک پلو با مرغ کرده ام ، ۱۳ را بولد می کنم و همچنان عدد ۱۳ را عدد شانس و خوبی میدونم 🙂

۱۳ را در حد و اندازه ی چند دقیقه کنار نهال های تازه برگ باز کرده ی خوشمزه که قراره یه روزی همین برگ های سرسبز و شاداب بشند دلمه ، گذروندم و هوا هم عجیب سرد .

امروز دلش میخواد یه پازل هم داشته باشه ، چون روز خوب و زیبا و سرسبزیه 🙂🍀

هنوز هم طبیعت پر از رنگ های زیباست و آدم هایی که از کنار رنگ ها می گذرند ، می بینند و نمی بینند ، می بینند و باز هم می بینند ، می بینند و متوقف می شوند و در شگرد از تمام زیبایی ها در خاطره هایشان ماندگارش می کنند.

🍀🌺

بین قلعه و آبشار ، آبشار را انتخاب کردم ، بسیار زیبا ، مکانی سبز با درخشش رهایی آب 🙂

Bigar Cascade Falls

Tolerant

Being quiet does not mean passivity. It means being more tolerant, understanding, and focused

- Remez Sasson

زمان و طبیعت

گاهی وقت ها به این فکر می کنم که ایران پتانسیل تبدیل شدن به کل زیبایی های جهان را داشته است ، اما خودمون نخواستیم ، حتی خیلی از زیبایی هاشو راحت اجازه دادیم حفظ نشه .

کاش هیچ مرزی در دنیا وجود نداشت

Giethoorn

ما هم میتونستیم به زیبایی ها اضافه کنیم اما اجازه دادیم زمان زیبایی ها را ازمون بگیره .


Giethoorn

Giethoorn

یک روز در کنار طبیعتی زیبا ایستادم و غروب شد ، تصویر غروب در آب می تابید ، دلم برای آن همه زیبایی که نمی توانستم از آن به بعد هر روز ببینمش تنگ میشد ، سال ها گذشت من بودم ، اما زیبایی آن طبیعت هم در همان سال ها فقط به جا ماند ، آن طبیعت زیبا کم کم به خاطره ها پیوست .

پ.ن : تصویر اولی و شبیهش آن قدر در خواب هایم و در همین سرزمین کنونی زندگی ام صحنه سازی کرده بوند که بلاخره در پازل جهان یافتمش .

آرام جان

رنگ امروزم صورتی سرخابی با سایه ای از سفید ِ شمعدانی هلندی است که در پاییز چون بهار آرام ِ جان شده است .خوب که نگاهش میکنم یک ساقه ی گل دهنده نیست که سه است .شمعدانی قرمز نیز که شروع پاییز گل باز کرده بود ، دوباره دوساقه ی غنچه در کنار برگ هایش نشانم میدهد.حال کاکتوس اما عجیب است ، چند روز پیش سه میوه داشت ، امروز میوه هایش ۵ تا شده اند .رنگ میوه های کاکتوس خیلی خاص است ترکیبی از قرمز سرخابی و آلبالویی است .نخل مرداب زندگی در آب را دوست داشته است و چترهایش را رو به آسمان و پنجره باز کرده است.

دلم می خواهد به این روزم ، یک کتاب زیبا و آرام ِ جان و ذهن با الهام از رنگ شمعدانی زیبایم هدیه دهم .کتاب را که خوب خواندم تصویرش را میگذارم اینجا ، دقیقا همین جا و دلم می خواهد کتاب در پازل جهان من باشد ، شاید یک روز فیلمسازی کتاب را به تصویر کشید 🙂

*(

)*

از مقدمه ی کتاب گذشتم و یک راست سفرنامه را خواندم ، پس از خواندن ، زیبا نوشته های جعفر مدرس صادقی را خواندم.

اگه بخوام کتابو خلاصه کنم :

سراسر کتاب پر از حقایق قشنگه ، یکی از قشنگ ترین جمله ها ی کتاب :

واین فصل به آن نوشتم تا خوانندگان بدانند که مردم را به مردم اعتماد است و کرم همه جایی باشد و جوانمردان همیشه بوده اند و باشند.

و شاید پارسی زبان ها ، برای داشتن این گنجینه ، باید مدیون شارل شفر فرانسوی باشند .

در قلب کنار ذهن

somewhere in the shade near the sound of a sweet singing river, somewhere in the sun where the mountains make love to the sky.

🍂

کوچه

یکی از کوچه باغ های قشنگ جهان ، دلم میخواست پاییزشم ببینم ، اما شاید نشه .

آهای جاده ..‌.

برگ ریزونای پاییز کی چشم به رات نشسته
از جلو پات جمع میکنه برگهای زرد و خسته

🍂🍂🍂

نوشتن ها را دوست دارم

از خواب برگشتم به بیداری و چه قدر بعضی خواب ها حال خوب کننده هستند ، رفتم داروخانه توی خواب و دو ورق استامین نفن ۵۰۰ خریدم، مسئول داروخانه گفت ۷۰ هزار تومن ، از این قیمت تعجب کردم .قرص ها را خریدم و اومدم بیرون ، یه جای عجیب بودم ، شبیه یه کشتی ، یه پسربچه ی ۸ یا ۹ ساله در نزدیکی من بود ، توی دست هاش چند تا سیگار بود ، نزدیکش رفتم که بهش بگم سیگارها برای تو خوب نیستند ،با یه وسیله ی خیلی کوچک شبیه فندک که کلش نیم سانتیمتر بود یکی از سیگارها را روشن کرد و گفت امتحانش کن ، با یه کم مکث سیگار را ازش گرفتم ، بوی خوبی داشت ، دودشو نفس کشیدم و بعد بیرون ، روی سیگار از نیمه یک خط داشت که زیرش نوشته بود

molino

.بین آدم ها راه رفتم و به نیمه که رسید سیگار را رها کردم.
روی کشتی پر از صندلی بود که میزهای کوچکی جلوی صندلی ها بود ، روبروی من یه آدمی بود که توی خواب ازش شناخت داشتم ، یه برگه با چند موضوع جلوش بود که باید یکی از موضوع ها را مینوشت .
برگه ی من موضوع نداشت ، توی یکی از دستای پسربچه سیگار و توی یه دست دیگش یه کتاب با برگ های سبز روشن بود که با رنگ سفید چند عنوان بود و تصمیم گرفتم در مورد یکی از اونها بنویسم .بهش گفتم چرا نمینویسی ؟ با این همه موضوع مشخص.
نگاهم کرد و با لبخند گفت ، حست به سیگار چطور بود ؟ بهش گفتم خنثی ، فقط یه بوی خوش داشت و اون چیزی نبود که همیشه فکر میکردم میتونه حال خوب کننده باشه .خندید و گفت تا زمانی که چیزی را امتحان نکنی نمیتونی خودتو محک بزنی ، چه قدر این آدم توی خواب وجودش پر از آرامش بود .

بهش گفتم چرا نمینویسی؟ گفت نوشتن من خوب نیست ، اما نوشتن های دیگرانو دوست دارم .

از خواب بیدار شدم و به جستجوی مولینو ، این کلمه ی هرگز نشینده و هرگز ثبت نشده در ذهنم پرداختم ، شهری کوچک در گوشه ای از دنیا.که گویا دلش میخواهد در پازل ِ جهان من باشد

اگر وقایع و مکان ها و شخص هایی را در خواب هایمان میبینیم که در بیداری هرگز ندیده ایم ، فقط میتوان یک چیز را خوب متوجه شد که روح ما قدرت پرواز

🙂 دارد

این ها هم هدیه های پاییزی مولینو به وبلاگ

🍂و قاصدک

رنگ ها

وقتی قراره آثار و سنت زمان قدیمو حفظ کنند رنگ ها را شاد و پر رنگ می زنند ، وقتی مدرن سازی می کنند رنگ ها را کم می کنند.

میتونه توی پازل باشه ؟

میتونه باشه🙂

به استقبال پاییز

نمیدونم کجاست ، ولی این جاده و پاییزشو و بودن در اونو خیلی دوست دارم 🙂🍀

بعدا نوشت :

Blue Ridge Parkway , Linn Cove Viaduct

مکانی خوش منظره در کارولینای شمالی ،

این بخش هفت مایلی از بلو ریج پارک وی - زمانی حلقه مفقوده پارک وی بود - در سال 1987 تکمیل شد. به مدت بیست سال به تعویق افتاد زیرا محیط بانان، زمین داران مجاور، مهندسان و معماران به دنبال طرحی بودند که زیستگاه شکننده را حفظ و محافظت کند.

و در سطح بین المللی به عنوان یک شگفتی مهندسی شناخته می شود که در مجاور کوه پدربزرگ (Grandfather Mountain )است.

یه قطعه از پازل دنیا

یکی یکی باید قطعه های این پازل زیبا را کامل کنم ، هر تصویر خودش یه قطعه از پازل کُل هست 🙂🍀

ییلاق اولسبلانگاه مکانی دیدنی از ماسال ِ گیلان

امتداد زیبایی

امروز اصلا شبیه دوشنبه نیست ، وقتی پرنده ها چنین سمفونی وار آواز هستی می خوانند ، دلم می خواهد اسم تک تکشان را می دانستم و فقط پرنده نمیدانستمشان . چه قدر انسان می تواند برای خودش زیبایی کنار بگذارد در صفحه ی ذهنش ، لازم هم نیست حتما سفری داشته باشد و این تنها پازل بی انتهای ذهنیت است . امروزم پر از هستی است ، پر از جهان ، پر از زیبایی و پر از شنیدن زیبایی.

سکوتی قائل نمی شوم وقتی می توان حرف را چنین زیبا نقش کشید🍀