امشب یه جور خاصی بود ، ساعت یه طوری سریع طور گذشت فکر کردم زمان قاطی پاتی کردن ساعت های اون سال هاست ، یهو دیدم ۲ شده ، در حالیکه فکر می کردم ساعت ۱۲ باشه ، این همه ساعت چطوری این قدر سریع رفتند ؟

اصلا فکر نمی کردم ماه تو آسمون باشه ، از پنجره نگاه کردم نبود ، خواستم برم که دیدم یه نوری اون بالا هست ، خوب تر و با زاویه که نگاه کردم ، دیدم صحنه را ببین ، چه 5 high هستی ( بزن قدش چیه ترجمه کردیم ماها آخه ، به نظرم اصطلاح به این زبان زیباتره ) ماه نصف نیمه طور از حالت دایره کامل خارج شده ، دست هاشو باز کرده که ستاره بزنه قدش ، هی ستاره نزدیک میشه ، جاذبه ی ماه هولش میده یه طرف دیگه ، صحنه خیلی خنده دار بود ، یاد این آدم هایی افتادم که بزن قدش هاشون با هم جفت و جور نمیشه 🙂 اصطلاح میره تو هوا ، خوب نگاه کردم خیره طور ، دیدم نخیر اینا واقعا بازیشون گرفته ، آسمونی ها هم عالمی دارند ، ستاره هنوز داشت تلاش می کرد ، نورش منعکس تر میشد تو آسمون ، ماه هم که نمیدونست چی کار کنه ، همون طور دست هاشو توی هوا نگه داشته 🌺

جای جیرجیرک های تابستون خالیه فقط توی این شب زیبا🍃🍀🙂