عنوانو بیاریم توی نوشتن 🙂
میگم حوصله ندارمو می خوام بخوابم ، میگه یه کم خوابیدن خوبه ولی خیلی خوابیدن نه ! می خوابم ، دوباره میگه ، خوابتم که خواب نیست ، بیدار نشی مگسه میاد بیدارت می کنه ، می گم مگس نیست ! میگه چرا هست صبح که درو باز کردی اومد توی خونه 😏
مگسه ویز ویز ویز ویزو ویزا ویز .....
~خیلی خوب ! بی حوصلگی هام دارن توی سرم می چرخن ! خونه شلوغه ، بهم ریخته ، جارو برقی هم می خواد ، دیدی چی شد ؟ خوابیدم اصلا حواسم نبود ناهار نداریم ظهر ، چی درست کنم هم اضافه شد ، یه چیزی باشه که معده را بهم نریزه ، پسر کوچولو هم بخوره .
-سه شنبه : چند تا موزیک گوش کن تا آرامش بپیچه در روز .
~نمی خوام همش تکراری شده .
- موزیک های منم تکراری شده ؟ خوب یه پوشه ی دیگه انتخاب کن
~صبر کن ببینم این چیه ؟ اینو نداشتیم remember ، اینو کی گذاشته اینجا ؟
سه شنبه : لابد خودت 🙃
من گذاشتم ؟ چرا چیزی یادم نمیاد پس 🙄
سه شنبه حرف میزنه و من ساکتم :
صبحانتو بخور تا یه کافی غلیظ واست درست کنم ، برای ذهنت خوبه !
فنجون آبی را بردار
تا تو صبجانه بخوری ، ناهار را هم درست می کنم ، ظرف ها را هم باید بشورم ؟😅 جارو برقی هم که به نام من گذاشتی تو روزای هفته ، آها لباس ها ، اینو دیشب دیدم توی نت یادداشت زدی .
من : هی خودتی 😐 واسه چی رفتی رمزی های منو خوندی ؟ 😅
از کجا فهمیدی چی نوشتم ! هعییی ! چه بده آدم رمزی بنویسه یکی بلد باشه بخونه .
سه شنبه : جمله اشو !!!، شبیه جمله های احساسی قرن ۱۹ هست 😅
بگذار غم و اندوه در قلب خودم بماند !
~خیلی خوب کافیه 🥴
سه شنبه : رفتارهای بعضی ها را باید توی تاریخ ثبت کنیم ، روزای هفته توجه کنید گفتم رفتار و نگفتم اخلاق ، رفتار چیزی هست که ریشه ای نهادینه شده در وجود ! دختر ِ ما را ریشه ی این رفتارهای نهادینه اذیت کرده و من خیلی خوب میدونم شماها خیلی سعی می کنید بگید نه ما که اصالتمون برای اینجا هست چنین رفتار و اخلاقیاتی نداریم ولی متاسفانه به کمی قبل تر که بر می گردیم می بینیم که این رفتار در وجود شماهای نوعی نهادینه شده و این درست نیست !
🎶 موزیک : خندان و گریانم برای تو ....💙
~میگم مگه قهوه نباید تلخ باشه چرا من مزه ی ترش هم احساس می کنم ؟
سه شنبه : این همون قهوه ی شبیهhouse هست ، شاید غلیظ شده احساس کردی مزه ی ترش را !
~ نمیدونم 🙄
-قاصدک چه جوری قیمه را درست کنم که مزه ی نذری بده ؟
~ حسابی گوشت ها را با دارچین تفت بده
~ از این گوشت متنفر بودی ، نبودی ؟
- نه ! این گوشت را بهت انداختن ، باید عکسشو میذاشتند روی گوشت ، از اون گوسفند بزرگ ها که شاخ دارند از اوناست ، نمی پزه هم !

من : هعیی ! 🥴 شاخ هم داره 🥴 اینو به من انداختند 😐
- گاز چرا کثیفه ؟
~ نمیدونم از شنبه کسی دست نزده لابد !
- بده من تمیزش کنم ، خوب تمیز شد ، دوباره گنجشک اومده ؟ اینا چین باز ؟
~ حساس نباش ، گنجشک زیاد داریم 😅
- برو صبحانتو بخور ، ببین سنجاب ها واست چی آوردن ؟
~ اااا آ فندق 😍
- کیسه ی جارو برقی را باید عوض کنم ، اصلا هم یادم نمیره که یادم هم میوفته
من : 🙃 من هی یادم میره
- میگم جارو برقی را من می کشم ، اما تو باید یه طی هم بکشی که برقش کامل بشه ، پسر کوچولو هر جا یه یادگاری به جا گذاشته ، یه جا شکلات ، یه جا خمیر دندون 🥴
~ بله میدونم 😶
خوب خونه مرتب شد ، نور هم انداختم 💙
- حالا میشه روز منو قشنگ بنویسی ؟
~ بله که میشه 😍
-بچه نیکو را ببین اومده ، بهش یاد دادم هر موقع خواست به روز من و یا روز تو بیاد در بزنه ، شنیدی در زد ؟
~ بله 😅 بوی غذا احتمالش بهش خورده ، امیدوارم غذات خوشمزه و نذری مزه طور بشه 😍
~ دستام خیلی بی حس می شن ، ممنونم که یادآوری کردی قرص آهنو بخورم 💙
- 💙
~ 💖
عنوان : remember
من از لحظه های کوتاه و بلند خوبی ها و بدی ها و تجربه هایم برایت می نویسم