با صدای خس خس های سینه ی پسرکوچولو سرمو میزارم روی بالش که خوابم بره ، اما مگه دلت میاد بخوابی ؟

فکر می کردم یه سرماخوردگیه ساده است که زود میره یا آنفولانزا که کم کم خوب میشه ، با هر ترفندی بود داروشو بهش دادم ، دیشب یه مقداری خوابیدم ولی امشب ، شبش یه جوریه ، هوا ؟

اینم دیگه نداریم .پنجره را یه کم برای هوای تازه باز میزاشتم اما بد جور سنگینی میکنه .

سطح اکسیژنشو اندازه گرفتم ، 95 .

همین که لحظه ای میشه 96 آروم میشم ، میره 94 ، دلم میریزه .

تا صبح کنارت بیدارم که تو خوب بشی.با هر بار سخت نفس کشیدن هات نفس های منم میگیره😔