
(آبرنگ)
چقدر
عجیبم؛ آن گاه که از دردی که برایم لذت دارد؛ شکوه می کنم!
+ نوشته شده در
88/06/05ساعت 1:45  توسط سارا
|
(اکرلیک)
حتی روح سبکبال نیز نمی تواند از نیازهای طبیعی
رهایی یابد.
+ نوشته شده در
88/06/05ساعت 1:40  توسط سارا
|

(اکرلیک)
اغراق؛
حقیقتی است عنان از کف داده !
+ نوشته شده در
88/06/05ساعت 1:32  توسط سارا
|

(سیاه قلم)
درمانده
نشدم؛جز در برابر کسی که پرسید(( کیستی))؟
+ نوشته شده در
88/06/05ساعت 1:19  توسط سارا
|

(سیاه قلم)
یادآوردن؛
جلوه ای از دیدار؛
و فراموشی؛گونه ای از آزادی.
+ نوشته شده در
88/05/19ساعت 23:39  توسط سارا
|

(اکرلیک)
بدون شرح!
+ نوشته شده در
88/05/19ساعت 23:34  توسط سارا
|

(گواش)
ریشه؛ گلی است که شهرت را حقیر می پندارد.
+ نوشته شده در
88/05/19ساعت 23:29  توسط سارا
|

(اکرلیک)
عشقی که هر روز نروید ؛ هر روز می میرد.
+ نوشته شده در
88/05/19ساعت 23:25  توسط سارا
|

(گواش)
ممکن
نیست بخندی و باز؛سنگدل باشی.
+ نوشته شده در
88/05/19ساعت 23:20  توسط سارا
|

(سیاه قلم)
بدون
زیبایی؛ علم ودین معنا ندارد.
+ نوشته شده در
88/05/19ساعت 23:14  توسط سارا
|